![]() |
![]() |
|
| یادداشت های هفتگی |
|
قسم به عشقمون قسم همش برات دلواپسم قرار نبود اینجوری شه تو بشی همه کسم راستی چی شد؟ چه جوری شد؟ اینجوری عاشقت شدم... شاید بگم تقصیر توست تا کم بشه از جر خودم...
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 9:20 توسط صادق |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 13:51 توسط صادق |
|
|
" جدایی " از جدا شدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ گریه کردم و نوشتم نازنینم یا تو یا مرگ به تو گفتم باورم کن میون اینهمه دیوار تو با خنده ای نوشتی هم قفس خدا نگهدار بنویس مهلت موندن یه نفس بود سهم من از همه دنیا یه قفس بود بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم من که تو بن بست غربت زخمی از آوار پاییز فکر چشمای تو بودم با دلی از گریه لبریز شب عاشقونه ی من که حروم شد مهلت بودن با تو که تموم شد ندونستم باید از تو می گذشتم وقتی از غربت چشمات می نوشتم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 13:44 توسط صادق |
|
از عشق تا مرگ
از عشق تا زندگی
دفتر خاطراتم را ورق می زنم
چند شاخه گل خشک ، یک گیتار شکسته
ساعت کهنه دیواری می گوید: زمان می گذرد، عشق تو از یاد می رود رهسپار دیار غربت می شود باغی در صدا، باغی در سکوت حکایتی از غم عشق من می کند در کوچه تنهایی باد شعر مرا زمزمه می کند زندگی مجهول است روزها افسون آن افسانه اند شبها با خود پلیدی همراه دارند صدا می آید این همان صدای شعر من است صدای باد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:11 توسط صادق |
|
|
چه انتظار بی پایانی!
لحظات این انتظاربی پایان را می شماری انتظار را می بینی که چموش شده...رهایش نمی کنیی تا به ناگاه.... با خبری خوش پایان می یابد و انگاه که پایان یافت به آنچه می خواهی رسید... چه زیباست پایان خوش این انتظار ![]() تنهاییام شبیه پلی متروک افتاده روی دره خشکیده
با هر نفس نفس زدنش زخمی بر قامت شکسته خود دیده
در التهاب نرم تکان خوردن هر لحظه یک قدم به فراموشی
چیزی نمانده تا که فرو پاشد این قطعهقطعه پیکر پوسیده
اینک تو در برابر من هستی با چشمهای خیره و مهآلود
در بادهای از نفسافتاده افسانهای است دامن رقصیده
راهی برای رد شدن از من نیست قلبم ترکترک شده، میلرزد
فالم ببین به هر رگی از دستم کابوس تلخ مرگ تو خوابیده
نه... تو قدم گذاشتهای بر من، آب از سرم گذشته به آرامی
این دره عمیق چه خواهد کرد با این دلی که پای تو بوسیده
از سرنوشتِ شوم رهایی نیست این پل همیشه در نرسیدن بود
تو مقصد نهایی من بودی چشمی که راز مرگ مرا دیده
وحشت از عشق که نه ، ترس ما فاصله هاست
وحشت از قصه که نه ، ترس ما خاتمه هاست ترس بيهوده نداريم ، صحبت از خاطره هاست صحبت از کشتن نا خواسته عاطفه هاست کوله باريست پر از هيچ که بر شانه ماست گله از دست کسي نيست
از عاشقی نترس!!!!! Don’t be afraid to love
از این که عاشق شویto love someone با دل و جان totally and completely
عشق خشنودکننده ترینlove is the most fulfilling
وزیباترین احساس دنیاستand beautiful feeling in the world
نترس از دل آزرده شدنDon't be afraid that you will get hurt
یا اینکه طرف مقابلor that the other person
به تو عشق نورزدWont love you
در هر کاری there is a risk in
خطری هست every thing you do
و هیچ کاری and the rewards
پاداشی همچون پاداش عشقare never so great
در بر نخواهد داشتas what love can bring
پس خود را به عشق بسپار so let yourself get involved
صادقانه و با تمام وجودcompletely and honestly
و شاد باشand enjoy the possibility
که آنچه پیش می آید that what happens
شاید تنها سرچشمه ی حقیقی شادی باشد!!!!! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 13:37 توسط صادق |
|
|
من مردی تنها وسرگشته وجفا دیده از روزگار وعاشقی رنج دوری یار دیده هستم. برای رفع دلتنگی یارم نمیدانم چه کار کنم و به کی شکآیت از دوری او کنم /. امیدوارم که یارم غصه ونگرانی من را درک کند. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 15:17 توسط صادق |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 15:10 توسط صادق |
|
|
صدا کن مرا ،صدای تو خوب است
صدا کن مرا ،صدای تو خوب است صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است که در انتهای صمیمیت حزن می روید در ابعاد این عصر خاموش من از طعم تصنیف متن ادراک یک کوچه تنها ترم بیا تا برایت بگویم که چه اندازه تنهایی من بزرگ است و تنهایی من شبیخون حجم تو را پیش بینی نمی کرد و خاصیت عشق این است مرا عجز و تو را بيداد دادند به هر كس هر چه بايد دادند برهمن را وفا تعليم دادند صنم را بي وفايي ياد دادند گران كردند گوش گل پس آنكه به بلبل فرصت فرياد دادند زندگي جز قماري بيش نيست ***شادي و غم هر دو را خود ساختيم گر به شادي بگذرد ما برده ايم*** گر شود طي دوره غم باختيم
mesle on vaghta hanoz delam barat lak mizane hasrate dashtane to pir shode eynak mizane soratam sorkh shode bod amma hala kabod shode jodayi ye omre dare toye on chak mizane oni ke man nemikhastamesh mano mikhast mano mibine ye vaght dobare cheshmak mizane yadete mashrote dashtane to shodam ye omr hanozam compiyoteram dare barat tak mizane hala ke gozasht o rafti o manam tamom shodam mesle to ki adamo jaye arosak mizane dishab az khab paridam khob shod akhe didam yeki dare be mashine to heye gole mikhak mizane
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 15:6 توسط صادق |
|
وقتی بارون به شیشه میزنه
اون صدای دل من که میشکنه دیگه نمی بینم که مست و حیرونم شی از نشنیدن صدام بی طاقت و بی درمون شی دیگه از شنیدن قصه هام مجنون نمیشی دلتنگم نمیشی ، پشت پنجره منتظرم نمیشی می فهمی دردمو ولی درمونم نمیشی چی بگم ، با کی بگم ، از کی و کجا بگم وقتی تو رو می بینم و می دونم که یارم نمیشی با هر نگات آتیش به جونم می زنی مثه افسانه ای ولی افسونم نمیشی مثه افسانه ای ولی افسونم نمیشه |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 17:29 توسط صادق |
|
![]()
حالمان بد نيست غم كم ميخوريم كم كه نه هرروز كم كم ميخوريم
آب ميخواهم سرابم ميدهند عشق ميورزم عذابم ميدهند
خود نميدانم كجا رفتم به خواب از چه بيدارم نگردي آفتاب؟
خنجري بر قلب بيمارم زدند بيگناهي بودم و دارم زدند . .
همه دنیا واسه من خنجر کشیدن دل من تو این روزها خیلی گرفته یادته اون روزها که دل توروشکسته بودن حالا این دل شکسته مثل اون روزها گرفته باورم کن باورم کن ، باورم کن که بدون تو میمیرم بی توتنهام ،خیلی تنهام خوب می دونی که تو غصه هام اسیرم ازیادم هرگز نرفتی ، اما از یاد تو رفتم بی تو تنها توخیابون ،زیر بارونا می رفتم دلمو شکستی اما نذاشتم تو غم بمیری تو کویر خشک قلبم هنوزم عزیزترینی وقتی فهمیدی عزیزی منو تنها جا گذاشتی تو همونی که میگفتی جز من هیچ کسی نداشتی باورم کن باورم کن ، باورم کن که بدون تو میمیرم بی توتنهام ،آره تنهام خوب می دونی که تو غصه هام اسیرم بیا برگرد، بیا برگرد تو هنوزم توی قلبم خونه داری یادته قول داده بودی که منو تنهام نذاری، نه تنهام نذاری بیا برگرد تو هنوزم توی قلبم خونه داری یادته قول داده بودی که منو تنهام نذاری، نه تنهام نذاری
ظ
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 17:21 توسط صادق |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
http://102031510006016.blogfa.com/ مهر اتحادیه کشورهای وارث تمدن ایرانی آرمان آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
87/06/01 - 87/06/31 87/02/01 - 87/02/31 87/01/01 - 87/01/31 86/12/01 - 86/12/29 86/08/01 - 86/08/30 86/06/01 - 86/06/31 86/05/01 - 86/05/31 86/04/01 - 86/04/31 |
| پیوندها |
|
د جح اموزش اموزش انچه koko میترا مسایل nhnhv 'G |
|
RSS
|